داستان برند ملی در صنعت خودرو ایران
برند مقوله ای است که به تازگی نزد مدیران ایرانی اهمیت و جایگاه خاصی پیدا کرده است استقبال و حضور گسترده مدیران و کارشناسان حوزه های مختلف صنعت و بازرگانی در کنفرانس ها و سمینارهای مرتبط با برند موید همین موضوع است نکته مهم و اساسی برای علاقمندان به این مباحث ،شناخت قدرت و سهم برند خود در مقایسه با سایر نام های تجاری در بازار است.
با وجود اشتیاق حوزه های مختلف صنعت ، خدمات و بازرگانی، شرکتها ی خودرو سازی از مدتها قبل علاقه و تمایل خود را به این موضوع جذاب و پراهمیت در عرصه تجارت آشکار نموده اند و نشان داده اند که ایجاد برند ناشی از یک دیدگاه و تفکر استراتزیک در سازمان یا شرکت می باشد شرکت ایران خودرو به عنوان نخستین خودرو ساز ایرانی از حدود یک دهه قبل به این موضوع پرداخته و سمند ثمره این تفکر می باشد این شرکت بتدریج ضمن ارتقا سمند مدلهای سورن و سریر را نیز به بازار عرضه و ظاهرا"قرار است طی سالجاری دو مین برند ایران خودرو را روانه بازار نماید ،از سوی دیگر سایپا بعنوان قطب دیگر صنعت خودرو اخیرا"مینیاتور را به بازار خودرو عرضه نموده است و اصرار دارد مینیاتور را بعنوان برند اصیل ایرانی مطرح نماید البته طی سالها عرضه سمند گروه سایپا همواره انتقاداتی را متوجه رقیب {گروه صنعتی ایران خودرو} نموده است و اساسا"ایرانی بودن برند سمند را به چالش کشیده است و از سوی دیگر طی سالها تلاش و حرکت در مسیر رقیب خودرویی {مینیاتور} را بعنوان خودرویی تماما"ایرانی" به بازار عرضه نماید.
با وجود گذشت چند روز از این رویداد (رونمایی مینیاتور)هنوز هم بحث های حاشیه ای پیرامون برند ملی همچنان داغ است و گروه سایپا که به تازگی وارد این عرصه شده است تلاش می نماید افتخار خودروی کاملا"ایرانی را به خود اختصاص دهد.از سوی دیگر واقعیت صنعت خودرو در عرصه جهانی چیز دیگری است شاید تمرکز و حساسیت به تولید خودرو ایرانی ناشی از افکار و اتمسفر دهه اول انقلاب می باشد که با توجه به محدودیتها و تحریم های بوجود آمده مسئولان تلاش داشتند روحیه خود باوری وخودکفائی را در عرصه ملی تحقق بخشند هم اینک غولهای خودروسازی جهان هیچ یک اصراری بر تولید تمام قطعات و مجموعه های خودرو در کشور مادر ندارند و با توجه به صرفه و صلاح اقتصادی نیاز خود را از اقصی نقاط دنیا تامین می نمایند نمونه بارز این مورد مدل اروپایی خودرو فورد اسکورت می باشد که قطعات و مجموعه های آن از 15 کشور اروپایی تامین می گردید ولی نهایتا"خودرو به نام "فورد" در بازار عرضه می گردید مثال دیگر پروتون مالزی است که همواره به عنوان الگو برای جهان سوم از آن یاد می گردد اما نکته مهم و جالب در مورد پروتون این است که طراحی این خودرو توسط تیم لوتوس در بریتانیا انجام می شود.
آیا با این روش می بایست محصول پروتون را ساخت بریتانیا بدانیم ؟
بنظر می رسد ابعاد برند و برندینگ فراتر از ساخت داخل می باشد و این موضوعی است که نیازمند بررسی بیشتر می باشد.